تبليغاتX
مزخرف گاه

مطمئنا تو روزی این وبلاگ مزخرف را خواهی خواند . دوست دارم آن روز باشم و نظرت را راجع به آن بدانم. هر چند مزخرفات اصلی که انحصارا از همان روز تولدت برای تو نوشته شده پابلیش نشده و تاپ سکرت باقی مانده ... دوست دارم از تو و حال و هوای هر روزت بنویسم چرا که از روزهای رفته خاطره ای بیش نمی ماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 آبان1388ساعت 18:12  توسط برگ بید  | 

بعضی وقتا کلماتی به گوش ادم می خوره که کاملا محاوره ایه...عامیانه اس...کتاب کوچه زنده یاد شاملو رو دیدین؟...خیلی بابتش زحمت کشید...ولی می خوام بگم این فرهنگ کوچه و بازار پویاست....مرتب کلمات و اصطلاحات (به قول آمریکائیها Slang) جدید اختراع میشه...یه جورایی باهاشون حال میکنم...

خفن: می دونم قدیمی شده ولی به نظرم خیلی باحاله...هیچ کس هم معنی دقیقی ازش نداره

زاقاریت: بی ریخت ...مشکل دار

دنده بک: دنده عقب ماشین

رام سد: یکی از باحالترین کلماتی که در خوزستان زیاد به کار برده می شه...در واقع Wrong Side بوده...اگه با ماشین ورود ممنوع بری یا جهت خلاف برونی میگن رام سد رفتی !!!

توماتو: گوجه فرنگی...عربهای خوزستان زیاد بکار می برن

شما هم اگه چیزی یادتون اومد بنویسین . خوب؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت 10:45  توسط برگ بید  | 

دیروز تو اتوبان بودم...اتوبان خلوت بود ...با سرعت حدود ۱۰۰ توی لاین سبقت رسیدم به پشت یه پرشیا سفید که با ۸۰ تا کنار یه پراید می رفت و راننده اش با راننده پراید مشغول حرف زدن بود !!! انگار نه انگار که داره رانندگی می کنه و بی خیال اینکه اومده توی لاین سبقت...کمی صبر کردم دیدم نه حرفاشون تموم نمیشه....یه چراغ زدم ...یارو سر مبارک رو توی آینه بالا اورد یه نگاه طلبکارانه (= چه خبرته) به من انداخت...با ناراحتی سرعتشو زیاد کرد رفت جلوی پراید راه رو واسه من باز کرد...من هم از پراید سبقت گرفتم ... وقتی رسیدم کنار پرشیا یارو اخم آلود شروع کرد به گاز دادن ...سرعت رو ۱۲۰ بود که دیدم نمیشه...یارو بدجوری دلش می خواد سوسک شه...یه ۵ به ۴ سریع...عقربه دور موتور مثل برف پاک کن پرسرعت دو تا نیمدور چرخید و اومد روی ۶۰۰۰... تا ۱۵۰ با ۴ رفتم بعد گذاشتم ۵...پرشیا توی آینه نقطه شده بود...

 

آخرش:

معلومه ترمز کردم تا تصادف نکنم....تا دو ماه دیگه باید با این تیپ ۵ نوک مدادی که سه ساله زیر پامه خداحافظی کنم...دوسش دارم ...خیلی ها رو برام نقطه کرده... و البته کم هم خرج رو دستم نذاشته...ولی خوب باید بره...عمرش به ۷۶۰۰۰ رسیده...

توصیه:

هیچگاه کمر بند ایمنی را فراموش نکنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 مهر1388ساعت 13:42  توسط برگ بید  | 

آقا مگه شما دانشجو نبودید؟ بودید یا نبودید؟ اگه نبودید که دعا می کنم یه روزی بشید و اگه بودید که تقلب رو باید خوب بشناسید...به نظر من دانشجویی که تقلب نکرده باشه از مادر زائید نشده...هر دانشجویی در دانشگاه حتما حتما حداقل برای یکبار هم که شده تقلب کرده...مخصوصا توی پایان نامه ها که قربونش برم کپ زدن غوغا می کنه

حالا اینجا رو بخونید:

سایت الف راجع به گفته مجله معتبر Nature

سایت مجله معتبر فوق الذکر ادعا کرده که آقای کامران دانشجو وزیر فرهنگ و آموزش عالی دولت فخیمه دهم از روی مقاله های قبلی که دیگران نوشته بودن کپی پیست کرده ... یعنی تقلب کرده !!!

وزیر محترم علوم و آموزش عالی در حال اندیشه برای نگارش یک مقاله جدید !!

 

آقای نیچر مثل اینکه خودت هم دانشجو نبودی ها!!!! بابا بی خیال شید...دانشجو یعنی متقلب و کپ زدن...ول کنید دیگه...این وزیر ما اگه تقلب بلد نبود که اسمش دانشجو نمی شد.

 

آخر قصه:

۱) تقلب و کپی پیست آقا کامران ربطی به مسئولیتهای قبلی ایشان در وزارت کشور و ستاد انتخابات ۸۸ نداشته و ندارد. بی خود مسئله را سیاسی نکنید ...حوصله ندارم.

۲) خوانندگان عزیز ... این مزخرف هم به پایان رسید. می توانید کپی کنید (همواره دانشجو باشید!!)

 

+ نوشته شده در  شنبه 4 مهر1388ساعت 18:4  توسط برگ بید  | 

هر روز صبح برای شنیدن اخبار  - هر چند دست چین شده -  و سایر موضوعات به رادیو جوان گوش می کنم مخصوصا مجری جدیدش آقای کرمی که انصافا بهتر از خانمها اجرا می کنه و استاد گوشه و کنایه اس ولی یه جایی هست که شدیدا دلم میگیره و با نفرت رادیو رو خاموش می کنم ... وقتی  ساعت به ۸ صبح  میرسه یه موزیک از کارهای اصفهانی پخش میشه...بعد یه نفر میاد با یه صدای مثلا اثرگذار !!! میگه :

اگه می خواین اهل آسمون بهتون رحم کنن به اهل زمین رحم کنین !!!

 

بی اختیار به یاد قربانیان کهریزک و کوی دانشگاه تهران می افتم...شاید اونها اهل زمین نبودند و نباید بهشون رحم می شد!!!

+ نوشته شده در  شنبه 21 شهریور1388ساعت 16:16  توسط برگ بید  |